فرصت سوزی

 

سلام ؛ اول کلام

اول اجازه بدید به خاطر تاخیر در آپلود از همه شما دوستان عذر خواهی کنم.

فرصت سوزی یکی از عمده ترین فعالیتهای من توی تمام دوران عمرم بوده الان هم که دارم این مطلب رو می نویسم دارم یکی دیگه از فرصتهام رو دارم می سوزونم.

شاید با خودتون بگید آخه مگه میشه ؟ اونم آگاهانه ؟

به نظر شما اگه کسی آگاهانه فرصت خودش رو از دست بده بعداْ چه کسی رو توی عدم موفقیتهاش غیر از خودش رو می تونه ملامت کنه.

۱- گفته بودم که توی از درس های خوندنی و حفظ کردنی چقدر بدم میاد ( گاف دوم در پست قبل ) سال سوم دبیرستان خرداد ماه امتحان تاریخ آخ که چقدر برام زجر آور بود روز قبلش توی اتاق خودم کتاب گرفتم دستم آمدم بخونم دیدم عمراْ نمیتونم نگاهش کنم یک لگد محکم زدم زیر کتاب و خوابیدم فردا صبحش توی امتحان برگه سوالهای ساده ترین امتحان تاریخ در تمام تاریخ رو جلوی من گذاشتند اما دریغ از یکی دوتا جواب درست. اون سال فقط از تیترهای درشت کتاب سوال آمده بود که کلاْ بی سابقه بود. توی اون امتحان من نمره ی ۲ گرفتم اما نمره ی هیچکس غیر از نمره ی من زیر ۱۸ نبود. ( البته ناگفته نمونه که شهریور قبول شدم اما هیچی دیگه اون یکی  نمی شد. )

۲- داداشم سرباز بود و من برای هیچ و پوچ فقط برای کمی فرصت بیشتر قبل از سربازی رفتم دفترچه ی آماده به خدمتم رو با توجه به تبصره نمی دونم چند ماده ۱۴۸ یک روز بعد از اتمام خدمت داداشم گرفتم با اون حالی که اصلاْ هیچ کار مهمی نداشتم نه شغلی نه درسی نه زن و بچه ای هیچ و پوچ بعد هم رفتم گلپایگان توی کارخونه ی ایران دوچرخ قسمت ریخته گری مشغول شدم. هنوز مُهر ماده ی ۱۴۸ خشک نشده بود که پیام عفو رهبری برای کسانی که دو برادر در خدمت باشند آمد و اونهایی که مثل من بودند معاف شدند ولی من معاف نشدم چون قبل از عفو رهبری از ماده ی ۱۴۸ استفاده کرده بودم.

۳- سال ۷۵ کنکور توی رشته ی دلخواهم یعنی هوا فضای شهید ستاری تهران قبول شدم رفتم که کارهاشو انجام بدم دیدم که دیپلمم ناقصه و تمام نمره هام هست غیر از یکی اونم چی حالا نمره قرائت عربی . موضوع این بود که هیچ کس به من نگفته بود نمره ی امتحانهای شفاهی بیشتر از شش ماه اعتبار نداره و باید دوباره امتحان بدهم. من نرفته بودم دنبال نمره هام و مهلت شهریور هم گذشته بود و باید تا دی ماه صبر می کردم . تا یک امتحان شفاهی عربی بدهم. خلاصه شهید ستاری هم نشد.

۴- سال ۷۶ مرحله اول کنکور رو که امتحان دادم قبول شده بودم ولی مرحله دوم ۱۸ روز بعد از تاریخ اعزام دفترچه خدمتم بود. من هم مثل بچه های خوب سرم رو انداختم پایین رفتم خدمت ۱۰ رو همون اول مرخصی دادن شد هشت روز مونده به کنکور بازم مثل بچه های خوب پاشدم رفتم سر خدمت توی اون هشت روز اول آنچنان فشاری به ما به عنوان سرباز جدید آوردند که هرچی خونده بودم یادم رفت. وقتی با هزار حول ولا به ما مرخصی کنکور دادن رفتم و برگشتم نتیجه اش آمد قبول شده بودم اما چی کاردانی کامپیوتر رشته دلخواه و خوبی بود اما شبانه اونم بیرجند (آخرین انتخاب من در برگه انتخاب رشته ی ۱۰۰ عنوانی) .

فردای امتحان اومدم سر خدمت ولی یکی از بچه های هم خدمتی بعد از اونی که مرخصی ده روز رو داده بودن نیامد سر خدمت و یک هفته بعد از امتحان مرحله دوم آمد. میدونی سرگروهبان چقدر تنبیه ش کرد (برای اینکه ۱۶ روز خودسرانه به مرخصیش اضافه کرده بود ) یادمه سه بار دوید تا اون طرف میدون گاهی و برگشت شاید ده متری هم کلاغ پر رفت.میدونید چی قبول شد مهندسی الکترونیک شهید ستاری.

۵- بگذارید مثل دفعه ی پیش آخریش رو از مدل ۸۵ بگم. الان که من این نوشته ها رو دارم می نویسم روز آخر فرصت ثبت نام دانشگاه علمی کاربردی است من قبول شدم کامپیوتر ولی دامغان قبول شدم حالا دارم فکر می کنم آیا این همون فرصتی نیست که من سالیان سال است برای ادامه تحصیل دنبالش می گشتم آیا چند روز دیگه این رو به خاطرات تلخ فرصت سوزی هام اضافه نخواهم کرد.

----------------------------------------------------------

امام معصوم علیه السلام میفرمایند : فرصتها مانند نسیم می گذرند مؤمن باید خود را در مسیر این نسیم ها قرار دهد.

یک نتیجه ی دیگه :وقتی از این دنیا برم و دستم از همه چی کوتاه باشه توی اون وادی حصرت اونجا چکنم؟ وقتی من و امثال من فریاد میزنند خدایا مارو بدنیا برگردن قول میدیم که این دفعه کارهای خوب انجام بدیم و ندا میاد که نه دیگه فرصت تمام شده اون وقت چه کنم.

 یکی از دوستانم یک روز به من گفت فلانی تو ذهن خلاق و پویایی و نفس پژوهشگری داری فردای قیامت خدا از این قوه ی خلاقیتت هم می پرسه و باید جواب بدی.

بیایید قدر لحظه لحظه ی زندگیمان را بدانیم.

هرچی که به ذهنتون میرسه برای راهنمایی به من بگید لطفاْ

برای راهنمایی تک تک شما اهمیت قائلم

یــلـــدا بــــــــــــــــــــــــــــــــــازی عبدالرحمن

 

سلام ؛ اول کلام

اول از همه از تمام دوستانی که مطالب هفتگانه رو دنبال کردند و من رو با راهنمایی های خوبشون کمک کردند تشکر می کنم.

و اما عبدالرحمن هم وارد بازی یلدا شد من توسط دوست عزیزم محمد آقای پوربخش به این بازی دعوت شدم همینجا اعتراف می کنم که خیلی دلم می خواست به این بازی وارد بشم ولی بدون دعوت نمی شد و حالا از این دوست عزیزم هم تشکر میکنم.

۱. مادرم به خاطر اینکه پدرم هیچوقت خونه نبود ( در بند ۲ توضیح می دهم ) خیلی روی درس و مشق ما حساس بود و همیشه می خواست ما توی فامیل مخصوصا فامیل پدری از همه سر باشیم. وضعیت اقتصادی عجیبی داشتیم و مادرم بادرایت خاصی زندگی رو اداره می کرد ما هم همیشه رو سفیدش می کردیم مادرم این قضیه رو این جوری به فامیل ثابت می کرد که همه ساله ما شهریور می رفتیم مسافرت تهران و تاپایان امتحانات شهریور هم بر نمی گشتیم اینجوری همه فامیل پدرم که تهرانی هستند در دیدارهای تابستانی متوجه می شدند که ما چهارتا ( سه برادر و یک خواهر ) هیچکدام تجدیدی نداریم.

من اولین تجدیدی خانواده رو توی سال اول راهنمایی ( سال ۶۶ ) به بار آوردم و از اون سال به بعد مسافرتهای تابستانی تق و لق شد.

۲. مادرم می گفت که من آرزو دارم پدرت شش ماه توی مشهد باشه و سر کار هم بره این یعنی پدر یا در مشهد نبود یا اگه مشهد بود بیکار بود برای همین پدرم در اوایل عمرم نقش خیلی کمرنگی داره و اکثر روزهای بچگیم رو که مرور میکنم بابام رو نمیبینم . خلاصه بابا توی هر دوسال یک بار بعضی سالها حتی بیشتر نمی آمد مشهد یک سال عید بابام مشهد بود و بعد ازظهر توی خونه دعوایی به پاشد بین من و داداش بزرگم خودم می دونم تقصیر من هم بود بابام از خواب بیدارشد و بدون اینکه تحقیق کنه ببین حق با کیه تسمه کمرش رو برداشت و رو به داداش بزرگم گفت چرا سر به سر بچه می گذاری و... خلاصه هنوز هم بخاطر اون کتکی که داداشم خورده ناراحتم و باخودم می گم چرا اونجا ( تقریبا شاید ۱۰ سال داشتم ) از هیبت بابام ترسیدم و جلو نرفتم بگم بابا تقصیر من بوده و رضا رو نزن. این رو هم اضافه کنم که تمام خاطرات عمرم رو که میگردم همین یک دفعه بابام کسی رو کتک زد. البته رضا زیاد کتک نخورد چون رفت یک جایی و تا مامان بابا رو آروم نکرد بیرون نیامد.

داداش رضا معذرت میخوام

۳. اون که اولین تجدیدی بود حالا باید یک دسته گل دیگه رو هم تعریف کنم . تابستان سال  ۷۰ برای سومین بار امتحانات شهریور رو شرکت کردم و دیگه قبح تجدید آوردنم با رکورد ۸ فقره شکسته شده بود نتایج رو که دادن دیدم از همه درسها قبول شدم غیر از دوتا ( جبر ۷ - علوم اجتماعی ۴ ) و جلوی اسمم با ماژیک قرمز نوشته بود مردود - توی مسیر رفتن به خونه رفتم یک مداد اتود و پاکن و این جور چیزها خریدم و خودم رو به اصطلاح آماده شروع مجدد کلاس اول دبیرستان کردم. وقتی رفتم خونه و خبر مردودی رو به مادر عزیزتر از جانم دادم صبر نکردم عکس العملش رو ببینم و سریعان از جلوی چشماش دور شدم و تا چند روز سعی کردم با مادرم چشم تو چشم نشم.

توضیح اینکه من از درسهای خوندنی بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بدم می آمد و می آید و درسهای استدلالی رو بیشتر دوست داشتم و اون سال هم از علوم اجتماعی مردود شدم درسی که همه ی شما شاید بیست شده باشید.

 ۴. شاید باورتان نشه ولی من تمام موفقیت های زندگی تحصیلی و پژوهشی خودم رو مدیون شر ترین و درسنخون ترین همکلاسی خودم باشم.

سال تحصیلی ۷۰ -۷۱ که من دوباره داشتم کلاس اول دبیرستان رو تجربه می کردم به اصطلاح چون دوساله بودم با بچه تنبل ها و شر های کلاس دمخور بودم ته کلاس می نشستم و منتظر چیزی بودم تا با دیگر دوساله ها به شر بازی بپردازم.

یک روز که درس جبر داشتیم و آقای سبزه بین ناظم دبیرستان بعد از مدت چند سال دوری از محیط تدریس به علت نبود دبیر جبر خودش کلاس جبر ما رو آمد توی اولین ساعت برگذاری کلاس جبر آمد اثبات کنه که منفی در منفی میشه مثبت اون وقت وسط استدلالش یک جا گفت خوب اینجا منفی در منفی میشه مثبت پس ... فرض ثابت میشه . یک دفعه دست من رفت بالا - گفت چیه - گفتم این فرض مسئله است شما نباید توی اثبات از خود فرض استفاده کنید - گفت منظورت چیه - دوباره توضیح دادم - نفهمید - گفت بیا پای تخته خودت اثبات کن - رفتم پای تخته و اون قضیه را با روش صحیح حل کردم - آقای سبزه بین از طرفی کم آورده بود و از طرفی نمی خواست توی ذوق من بزنه برای همین هیچی نگفت ولی یک دفعه از آخر کلاس یک صدایی آمد - تق تق .. ( صدای کف زدن محمدپور بود) بعد صدای کف زدن دیگران و دیگران و یک دفعه تمام کلاس شروع کردن به دست زدن و شادی کردن و به من تبریک می گفتن و... چون من مسئله ای که دبیر غلط حل کرده بود رو درست حل کرده بودم و درست هم برای بچه ها توضیح داده بودم.

آنچنان اون لحظه شادی در زیر پوستم نفوذ کرد که حتی همین الان هم به خاطر یادآوری اون لحظه هیجان زده هستم. خیلی خوب بود و این شد که من تمام درس های ریاضیات جدید - جبر - هندسه - فیزیک و شیمی رو آنچنان با اشتیاق مطالعه می کردم که معدل این پنج درسم در پایان این سال تحصیلی ۱۹ بود ( ۳ تا بیست و یک ۱۷ و یک ۱۸ )

آقای محمدپور هیچ وقت شما رو فراموش نمیکنم هرجا هستی موفق باشی.

۵. به عنوان آخرین مطلب بگذاریم یک گــــــــــــــــاف جدید مدل ۸۵ رو که همین هفته ی پیش دادم رو بیان کنم.

مادر خانومم یک ماشین داشت که برای طرح تعویض ثبتش کرده بود و می خواست وقتی که از حج برگشت کارهای بانکیش رو انجام بده این ماشین یک جا خراب شد و برادر خانوم های محترم بنده اون رو همون گوشه خیابون ولش کردن و آمدند ( چون یک پژو جی ال هم دارن ) حالا خلاصه این ماشین رو آقایان دزدها به سلامتی از کنار خیابون میبرن و با پول عوضش میکنن، برادر خانوم های محترم این رو به مادرشون نمیگن تا توی سفر حج دل نگرانی مال دنیا نداشته باشه و ... خلاصه دو ماه بعد از اون قضیه هفته پیش که این بنده ی خدا خانه ما تشریف داشتن و برای پیدا کردن ضامن وام خودرو بامن مشورت می کردن که همیــــــــــــــطور ییــــــــــــــهو از دهنم پرید حالا خودش که نیست چی رو میخواهید تحویل بدهید. آقا این رو که گفتم دیدم بنده ی خدا چهرش عوض شد گفت مگه نیستش ... مگه چی شده اینم دزدیدن وووووو خلاصه چه گــــــــــــــــــافی دادم !!!!

البته با تدابیر بعدی این گاف پوشیده شد ولی جاتون خالی چه ماستی مصرف کردم تا این گاف رو تونستم ماست مالی کنم.

------------------

دوستانی که به این بازی دعوت می شوند

۱- مفتی

۲-خانه ( الیاس )

 ۳- رضوان ( ارادت قلبی )

۴- آبی و دریا دلیست احوال ما ( پروانه )

۵- ام 17

هفت گانه ثروت - قسمت هفتم

 

سلام ؛ اول کلام

در ابتدا بازهم ایام شهادت و سوگواری سید الشهداء حضرت امام حسین علیه السلام و سید الساجدین حضرت امام علی بن الحسین علیه السلام رو به شما دوستان تسلیت می گویم.

هفتمین قسمت از این هفتگانه نتیجه گیری تمام قسمتهای پیشین است . در قسمت قبل حضرت امام محمد باقر علیه السلام ما را با عزت آشنا کردند و به ما آموختند که چگونه می توان از این صحنه زندگی پیروز مندانه خارج شویم.

حال یک سوال میشه مطرح کرد : چگونه میشه ثابت کرد که ما پیروز شدیم؟ ما که توی این دنیا هرچی میگیم عزت ازآن ماست اونها به ما می خندند و و میگن پیروزی از آن ماست که قدرت و ثروت ظاهری داریم و هیچ قید و بندی هم مثل شما نداریم و از چیزی هم توی این دنیا که بخواهیم لذت می بریم. این عدم توانایی اثبات آنی ممکنه بعضی ها رو سست کنه و بعد از اینکه به راه راست هدایت شدند باز پایشون بلغزه و بعد از رویش، ریزش کنند. تنها چیزی که ما رو  می تونه در راه خودمون ثابت قدم کنه و مثلاً اگر با امام حسین علیه السلام تا سرزمین کربلا رفتیم شب آخر توی تاریکی شب فرار نکنیم اینه که بدونیم و یقین پیداکنیم که روزی محکمه عدلی برپامیشه و بین ما و اهل معصیت جدایی میافته.

سوره مبارکه سباء (۳۴) آیه ۲۶ :  قُلْ يجْمَعُ بَيْنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَ هُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ

 بگو: پروردگار ما بين ما و شما جمع نموده ، سپس به حق در بين ما داورى مى كند، و او جدا كننده حق و باطل به دانايى است

با هم بیاندیشیم :

الف ) رفتن روی سکوی افتخار بدون اینکه بازنده معلوم باشه که معنی نداره باید بازنده و برنده در یک جا جمع بشوند بعد حکم اجرا بشه تا برنده شدن معنی پیدا کنه.

ب ) خدا عادل است و ما را به عدل سفارش کرده و لازمه ی عدل وجود معاد است و معاد، میعاد گاه پیروز و مغلوب است.

ج ) به یاد آوردن روز جزا هم شادی آفرین است و هم رعب و خوف دارد یعنی مواظب باشیم این ثروت عظیم برنده بودن رو با خارج شدن از صف مومنین از دست ندهیم که اگر خدایی ناکرده این جوری بشه دیگه قابل جبران نیست.

د ) یک تلنگر هم به شیعیان : هیچ فکر کرده اید که اگر امید به ظهور و برقراری عدالت نبود چی میشد؟

هـ ) این گام نهایی ثروتهای مادی و معنوی عجیب آدم رو ثروتمند می کنه . داشتن یک رهایی بخش در این دنیا و داشتن یک عاقبت پیروز مندانه در آخرت. کی می تونه از مومن به ظهور و مومن به معاد ثروتمند تر باشه.

تفسیر المیزان : ...  پس آيه مورد بحث دو چيز را اثبات مى كند، يكى بعث و قيامت را، تا همه يك جا جمع شده ، سپس هر طايفه اى در صفى جداگانه قرار گيرند، نيكوكاران در صفى و بدكاران در صفى ديگر، و دوم انحصار اين جدا سازى براى خداى تعالى ، و اين را از راه انحصار ربوبيت براى او اثبات مى كند و از اين طريق ربوبيت ارباب مشركين را ابطال مى نمايد.
كلمه ((فتاح )) يكى از اسماء حسناى خدا است ، و ((فتح )) به معناى فاصله و جدايى انداختن بين دو چيز است ، به منظور اثرى كه بر اين جدايى مترتب مى شود، مثلا فتح باب ، براى داخل شدن به اين است كه بين دو لنگه در جدايى بيندازيم ، تا هر يك از ديگرى جدا شده ، و ما داخل خانه بشويم ، و همچنين فتح بين دو چيز، جدايى انداختن بين آن دو است ، تا از هم متمايز شوند، هم به ذات ، و هم به صفات و هم به افعال.

یک روزی خداوند ما و شما و آنها رو یک جا جمع میکنه و اون روز است که بین صف مومنین عزیز و کافرین و منافقین ذلیل فاصله میافته . ایمان به معاد و همچنین به ظهور هفتمین گام بدست آوردن ثروتهای مادی و معنوی است .

---------------------

او ما را می بیند و به احوال ما آگاه است // و او مالک همه اجزاء آسمانها و زمین است و بی نیاز و ستوده است// او را دوست داشته باشیم و از نبی او اطاعت کنیم تا ما را دوست داشته باشد و از خطاهای ما در گذرد براستی که او آمرزگار مهربان است.// و نعمت پیروزی و موفقیت را بما خواهد داد و این بشارتی است برای مومنان.// او الله است و غیر از او هیچ معبود دیگری نیست او آگاه به غیب و آشکار است و او بخشایشگر مهربان است.// با خدا باشیم تا شکست نخوریم.// ما و شما یک پروردگار داریم و او ما را در یک جا جمع می کند و از روی آگاهی برنده و ثروتمند واقعی را معرفی می کند.

هفت گانه ثروت - قسمت ششم

 

سلام ؛ اول کلام

در ابتدا ایام شهادت و سوگواری سید الشهداء حضرت امام حسین علیه السلام رو به شما دوستان تسلیت می گویم. میخواستم به همین مناسبت بجای ادامه این هفتگانه یک مطلب ویژه بنویسم اما دیدم که عجب حسن تصادفی، امام حسین و یارانش تمثیل بارز عاملان باین قسمت از هفتگانه هستند و آنان از همه بیشتر در این راه ثروت اندوزی کرده اند. 

در ششمین قسمت از این هفتگانه ما یاد خواهیم گرفت که پیروزی یعنی چه و چه کسی پیروز است و اگر بخواهیم پیروز شویم چه کنیم.و بفهمیم که ثروتهای مادی ومعنوی همه در کنار پیروزی است.

راغب در كتاب مفردات گفته : كلمه (( عزت )) به معناى آن حالتى است كه نمى گذارد انسان شكست بخورد، و مغلوب واقع شود.

پس بیاییم عزیز شویم و هرگز شکست نخوریم . مغلوب که عزیز نمیشه . مغلوب ذلیله، مغلوب ملعونه، مغلوب درمانده است، مغلوب فقیره، مغلوب میمیره( نامش به نیکی نبرند )، مغلوب هر چه هست عزیز نیست ، مغلوب ثروتهای عالم را داشته باشه باز هم احساس رضایت و ثروتمندی نمی کنه قارون که عزیز نشد، مغلوب هرچه هست پیروز نیست.

این دنیا بزودی تمام میشه من هروقت می خواهم به این قضیه نگاه کنم در خاطرم مرور می کنم که تمام انسانهایی که روی زمین بودن توی تاریخ ثبت شدن و نشدن همه الان مردن و دیگه توی عالم جسم فعالی ندارن خب کیا از این صحنه پیروزمندانه خارج شدن ثروتمندها، پادشاها، ... به نظر شما نادر شاه افشار با اون همه فتوحاتش پیروزمند و عزیز بود؟ به نظر شما میثم تمار که روی درخت نخل آویزانش کردن و دست و پاهاش رو بردند و بعد دیدند از گفتن حدیث های موثق دست برنمی داره زبانش رو هم بریدند و... ذلیل شده و شکست خورده؟

 چی باید در نظر یک نفر بیاد که بگه : " مارایت الا جمیلا " آیا غیر از دهان یک پیروز این جمله از دهان کسی خارج میشه . اون روزی که از این دنیا می ریم و تمام ثروتهای مادیمون رو جا می گذاریم برایند اعمال شر و خیر ماست که مقدار ثروتمون و درجه پیروزی یا شکستمون رو تعیین می کنه و اگر نه پیروزیهای مقطعی در دنیا اگر در جهت پیروزی نهایی نباشه چه به درد میخوره .

سوره مبارکه فاطر (۳۵) ابتدای آیه ۱۰:  مَن كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَللَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً

 كسى كه در پى كسب عزت درآيد بداند كه عزت همه اش نزد خدا است

 یک بچه کوچیک رو در نظر بگیرید که در دعوای بین همسن و سالهای خودش وقتی مغلوب میشه میره بزرگترش مثلا داداش بزرگه اش رو میاره بعد وقتی داداش بزرگه اونا رو سر جاشون می نشونه پیروزمندانه درحالی که دستش توی دست داداش است صحنه رو ترک می کنه و در همین حین چنان با شکوه به باقیه نگاه می کنه که انگار خودش همه کارها رو کرده و همه ی پیروزی ها رو بدست آورده.

خدایا ماهم در مقابل شیطان و دارو دستش کم آوردیم دوست داریم دستمون رو توی دست شما و اولیای شما بگذاریم و با توسل به بزرگی و عزت شما که هیچ وقت شکست نمی خورید ما هم پیروز مندانه صحنه زندگی رو ترک کنیم. آمین.

باهم بیاندیشیم :

الف ) یادتونه که گفتیم خدا مالک تمام اجزاء زمین و آسمان است . به نظر شما احساس پیروزی و احساس عزت جزء املاک خداوند نیست؟ البته که هست.

ب ) به نظر شما اگه تمام دنیا بخواهد یکی رو بدون اراده ی الهی ذلیل کنند یا عزیز کنند موفق می شوند؟

ج ) یادتونه که ( در قسمت چهارم ) خدا بشارت داد به مومنان که پیروزی نصیبتان میکنم؟ بیایم در طرف لشکر خدا باشیم تا پیروز از این صحنه خارج شویم . بیایید مؤمن باشیم و به پیروزی خودمان هم ایمان داشته باشیم.

د ) چه کس از امام حسین علیه السلام عزیزتر؟ چه کسی از امام حسین علیه السلام ثروتمندتر ؟ چه کسی از امام حسین علیه السلام پیروز تر؟

خداوند عزیز است و همیشه پیروز است اگر خدایی شویم و با او باشیم پیروزی نصیبمان خواهد شد. عضویت در صف مومنین و در لشگر خدا ششمین گام بدست آوردن ثروتهای مادی و معنوی است .

---------------------

او ما را می بیند و به احوال ما آگاه است // و او مالک همه اجزاء آسمانها و زمین است و بی نیاز و ستوده است// او را دوست داشته باشیم و از نبی او اطاعت کنیم تا ما را دوست داشته باشد و از خطاهای ما در گذرد براستی که او آمرزگار مهربان است.// و نعمت پیروزی و موفقیت را بما خواهد داد و این بشارتی است برای مومنان.// او الله است و غیر از او هیچ معبود دیگری نیست او آگاه به غیب و آشکار است و او بخشایشگر مهربان است.// با خدا باشیم تا شکست نخوریم.

هفت گانه ثروت - قسمت پنجم

 

سلام ؛ اول کلام

پنجمین قسمت از این هفتگانه رو میخواهم با یک پرسش از گوینده ی اصلی این حدیث حضرت امام محمد باقر علیه السلام شروع کنم و جواب این پرسش را از داخل قرآن به کمک ایشان بیابیم.

یا ولی الله در چهار قسمت گذشته ما را به چهار مطلب از قرآن کریم توجه دادید که در تمام این چهار جمله یک ضمیر سوم شخص وجود دارد مانند:

۱- به درستی که او ما را می بیند و به احوال ما آگاه است.

۲- او مالک همه اجزاء آسمانها و زمین است و بی نیاز و ستوده است.

۳- او را دوست داشته باشیم و از نبی او اطاعت کنیم تا ما را دوست داشته باشد و از خطاهای ما در گذرد براستی که او آمرزگار مهربان است.

۴- او نعمت پیروزی و موفقیت را بما خواهد داد و این بشارتی است برای مومنان.

 از او برای ما بگوئید.

سوره مبارکه حشر (۵۹) آیه ۲۲:  هُوَ اللَّهُ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَ الشهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ

 او اللّه است كه هيچ معبودى به جز او نيست عالم به غيب و آشكار است او رحمان و رحيم است

باهم بیاندیشیم :

الف ) بعد از قبول این آیه راه بر روی همه ی اقسام شرک بسته می شود و توحید جای اون رو می گیرد و توحید منشاء تمام خوبی هاست. همه ی خوبی های عالم به علت توحید خوبند و اگر غیر از این بود باید ملاک ارزش گذاری ها هم بیشتر از یک می بود.

ب ) ناشناخته ها و چیزهایی که به آنها احاطه نداریم ریشه ی تمام ترسهای انسان است.دو راه داریم اول اینکه به تمام ناشناخته ها احاطه پیداکنیم و این برای موجود محدود محال است و دوم اینکه به عالِم این مجهولات توسل کنیم.

ج ) به نظر شما یادآوری بخشایشگری و مهربانی بعد از جمله "او عالم غیب و آشکار است" چی میتونه باشه ؟ من بعد از تفکر به این قسمت از آیه یاد گناهانی که انسان در خلوت انجام میده افتادم.

د ) ................................ اندیشه ی شما در مورد این آیه چیست؟

ه ) بعد از تفکر روی این آیه نظر شما در مورد " من حیث لایحتسب " چیست؟

توحید انتهای راه است و توسل به عالِم غیب و آشکار بهترین روش طی طریق است توحید و توسل پنجمین گام بدست آوردن ثروتهای مادی و معنوی است .

---------------------

او ما را می بیند و به احوال ما آگاه است // و او مالک همه اجزاء آسمانها و زمین است و بی نیاز و ستوده است// او را دوست داشته باشیم و از نبی او اطاعت کنیم تا ما را دوست داشته باشد و از خطاهای ما در گذرد براستی که او آمرزگار مهربان است.// و نعمت پیروزی و موفقیت را بما خواهد داد و این بشارتی است برای مومنان.// او الله است و غیر از او هیچ معبود دیگری نیست او آگاه به غیب و آشکار است و او بخشایشگر مهربان است.

هفت گانه ثروت - قسمت چهارم

 

سلام ؛ اول کلام

چهارمین قسمت از این هفتگانه نتیجه گیری از قست قبل است یعنی می خواهیم بدانیم نتیجه  مهر ، محبت و عشق چیست تا با علم به نتیجه شوقِ عمل در ما بیشتر شود.

سوره مبارکه صف (۶۱) آیه ۱۳ : وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ

 ونـعـمت ديگرى كه آن را دوست داريد به شما مى بخشد و آن يارى خداوند و پيروزى نـزديـك اسـت و مؤمنان را بشارت ده

منتخب تفسیر نمونه : چه تجارت پرسود و پربركتى ؟ كه سراسرش فتح و پيروزى و نعمت ورحمت است . بـه هـمـين دليل به مؤمنان در مورد اين تجارت بزرگ تبريك مى گويد ومى افزايد: ((و مؤمنان را بشارت ده )) به اين پيروزى بزرگ (وبشر المؤمنين ). 

 (اشاره به آیه هفته ی قبل) اگر خداوند را دوست داشته باشیم و دستورات نبی او را انجام دهیم خداوند هم مارا دوست می دارد و گناهانمان را می بخشد. و نعمت دیگری که دوستش می داریم به ما عطاء می فرماید و آن هم نصر و پیروزی است که نصیب مومنان می شود.

در این هفته من فقط با توجه به آیه قبل چند نکته را اشاره می کنم . و مابقی رو به تفکرات و اندیشه های خودتان واگذار می کنم. 

یک ) اولین چیزی که فکر ما انسانها رو در موقع حرکت به سوی خدا به خودش مشغول می کنه گناهانمان است که خدا در این دو آیه بشارت داده که اگر بطرف او بیاییم او از گناهانمان خواهد گذشت.

دو ) دومین مانع حرکت انسان بطرف خدا ترس از شکست است . یعنی یک راهی به سوی خدا ممکن است بترسد که شاید در این امر پیروز نشود. با این بشارت پیروزی خیال همه راهیان کوی الهی راحت میشه.

سه ) خوب تا حالا رجاء بود حالا یک خوف هم مزه کنید : این بشارت نصیب کیست نصیب مومنان یعنی حتما باید دستورات نبی مکرم را گوش کنی ( با توجه به آیه قبل ) و تاحد وسعت تلاش کنی تا در گروه مومنان قرار بگیری و بعد شامل این بشارت بشی.

چهار ) روشن شدن موفقیت نهایی در هر مسیری به راهی آن مسیر مدام قوت قلب میده و این بشارت عظم راه استقامت در راه خدا رو کاملان هموار میکنه.

پنج ) یاری خدا دور نیست زیاد زحمت نداره همین نزدیکی هاست " و فتح قریب ".

امید و بشارت به پیروزی و همچنین اعتقاد به خیر بودن عاقبت کار چهارمین گام بدست آوردن ثروتهای مادی و معنوی است .

---------------------

او ما را می بیند و به احوال ما آگاه است // و او مالک همه اجزاء آسمانها و زمین است و بی نیاز و ستوده است// او را دوست داشته باشیم و از نبی او اطاعت کنیم تا ما را دوست داشته باشد و از خطاهای ما در گذرد براستی که او آمرزگار مهربان است.// و نعمت پیروزی و موفقیت را بما خواهد داد و این بشارتی است برای مومنان.

---------------------------------------

در پایان به دو نکته دلم میخواهد اشاره کنم.

اول خبر تاثر برانگیز فوت آقای حسن نظری از بروبچ وبلاگ نویس مذهبی تهران. روحش شاد.

دوم خبر بسیار بسیار بسیار تاثر برانگیر درگذشت استاد مرحوم علی دوانی . که من هروقت به فقدان استاد علامه جعفری فکر می کردم بعدش دلم رو به حضور ایشان خوش می کردم.

هفت گانه ثروت - قسمت سوم

 

سلام ؛ اول کلام

 در هفته ی ولایت هستیم و من در ابتدا

 عید سعید غدیر رو به تمام شما دوستان و عزیزان خواننده تبریک عرض میکنم.

سومین قسمت از این هفتگانه قست مهر ، محبت و عشق است با عمل به این آیه اسلام و ایمان و یقین خود را روز به روز افزایش خواهید داد و بزرگترین ثروتهای دنیوی و اخروی را با تمام وجود حس خواهید نمود.

سوره مبارکه آل عمران (۳) قسمتی از آیه ۳۱ : تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونى يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكمْ ذُنُوبَكمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

 خدا را دوست بداريد پس مرا پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان بيامرزد كه خدا آمرزگار و مهربان است

ما آدمها وقتی کسی رو دوست داریم خیلی وقت ها خطاهای اون طرف رو هم ندیده می گیریم مثلا مادر یک بچه با وجود بعضی رفتارهای نامناسب کودک، مهر او از دلش بیرون نمی رود. یا دوتا دوست خطاهای همدیگه رو ندید می کنن تا دوستیشان ادامه پیدا کنه و و و .به نظر شما چه احساسی به آدم دست میده اگه بفهمه مادرش دوسش داره ، رهبر یا مرجع تقلیدش دوسش داره . چه احساسی می تونه آدم داشته باشه وقتی بفهمه امام زمان (عج) دوسش داره ...

 اگر خدا شما را دوست داشته باشه اون وقت چی میشه؟ چه لذتی داره اگه آدم بفهمه خدا، خود خداوند بزرگ مالک و رب العالمین دوسش داره؟ آیا این حس شادی درونی در هر دو مرحله دنیا و آخرت رو در پیش نداره؟ چه ثروتی بالاتر از احساس خوش رضایت؟ اگر حب ، حب واقعی باشه با پول و ثروت دنیا نه خریدنی است و نه فروختنی بلکه اون شادی درونی حب قابل قیمت گذاری نیست.

اگه بخواهیم خدا ما رو دوست داشته با شه و بخاطر اون دوستی از خطاهای ما بگذره چه کار باید انجام بدیم؟ جواب این سوال در خودش نهفته است یعنی برای اینکه خدا تو رو دوست داشته باشه باید تو هم خدا رو دوست داشته باشی همین.

راه و رسم دوست داشتن خدا چیه؟ یعنی چی کار باید انجام بدیم که از رفتارمون معلوم باشه خدا رو دوست داریم؟ جواب این سوال هم در این آیه آمده است " فَاتَّبِعُونى " یعنی از پیغمبر تبعیت کنیم هرچی پیغمبر اسلام حضرت محمد مصطفی ( صل الله علیه و آله ) گفته رو مو به مو اطاعت کنیم. انجام واجبات ترک محرمات یک گام اساسی این عمل است.

این کار به نظر شما ارزش محبت خدا رو نداره؟ من که میگم داره تازه تجارت خیلی پرسودی هم هست چون بضاعت ما در انجام واجبات و ترک محرمات کجا و ارزش محبت خدا کجا.

در تفسیر المیزان ذیل این آیه اشارتی به تعریف حب و نشانه ها و آثارش آورده که شما رو به خواندن این کلمات ارزش مند دعوت میکنم (و از آن جمله : ... پس براى محب هيچ بشارتى بزرگتر از اين نيست كه به او بفهمانند محبوبش دوستش دارد، اينجا است كه دو حب با هم تلاقى مى كنند و از دو سو غنج و دلال رد و بدل مى شود. ... )

دوست داشتن خدا که راهش اطاعت از نبی اوست موجب میشود خدا هم شما را دوست داشته باشد حبُ الله  سومین گام بدست آوردن ثروتهای مادی و معنوی است .

---------------------

او ما را میبیند و به احوال ما آگاه است // و او مالک همه اجزاء آسمانها و زمین است و بی نیاز و ستوده است// او را دوست داشته باشیم و از نبی او اطاعت کنیم تا ما را دوست داشته باشد و از خطاهای ما در گذرد براستی که او آمرزگار مهربان است.

توصیه میکنم که حتما ترجمه تفسیر المیزان جلد سوم صفحه ۲۴۷ تا ۲۵۱ باب " حب " را مطالعه فرمائید توضیحات بیشتر و به افکار خودتان محول میکنم تا مانند هفته های پیش روی آن تامل کنید. دوستان من رو از نتیجه تاملات خودتان و همچنین از دعای خیر محروم  نکنید ان شاء الله هفته آینده آیه چهارم را خواهم نوشت. 

هفت گانه ثروت - قسمت دوم

 

سلام ؛ اول کلام

دوستان از این که آیه اول از هفت گانه ثروت مورد توجه شما قرار گرفته بی اندازه خوشحالم. یک نکته را قبل از نوشتن قسمت دوم متذکر می شوم . آیاتی که انتخاب شده و برای شما مینویسم انتخاب خود من نیست بلکه این انتخاب ها مربوط میشه به امام محمد باقر علیه السلام که فراموش کردم در قسمت اول نام مبارک ایشان را ذکر کنم.ان شاء الله در قسمت هشتم اگر مناسب بود اصل حدیث را خواهم نوشت.

سالروز شهادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام را به شما تسلیت عرض مینمایم.

 

سوره مبارکه حج (۲۲) آیه ۶۴ : لَّهُ مَا فى السمَوَتِ وَ مَا فى الاَرْضِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنىُّ الْحَمِيدُ

 هر چه در آسمانها و زمين است از او است و خدا بى نياز و ستوده است

فرض کنید شما از شخصی وامی را طلب کنید هر چند آن شخص ثروتمند باشد باز در انتها فکر میکند وقتی به شما وامی بدهد از ثروت خود کاسته و به شما پرداخت نموده . حتما شما این جمله را شنیده اید که از غیر از خدا چیزی نخواه که اگر بدهد منت است و اگر ندهد ذلت و از خدا بخواه که اگر بدهد رحمت است و اگر ندهد حکمت.

در تفسیر المیزان ذیل این آیه برای دو صفت غنی و حمید ذکر شده : و جمله ((و ان اللّه لهو الغنى الحميد)) افاده مى كند كه هر چند تصرفات او همه جميل و نافع و سزاوار حمد و ستايش است ولى در عين حال خود او هيچ احتياجى به آن تصرفاتش ندارد. پس مفاد دو اسم ((غنى)) و ((حميد)) مجموعا اين است ، كه خداى تعالى جز آنچه كه نافع است انجام نمى دهد، و ليكن آنچه انجام مى دهد نفعش ‍ عايد خودش نمى شود بلكه عايد خلقش مى گردد.

اگر بخواهم با فکر و نظر خودم جملات بالا را بیشتر توضیح بدهم باید خدمت شما عرض کنم که : خداوند علاوه بر اینکه مالک تمام اجزاء آسمانها و زمین است در عین مالکیت بی نیاز هم هست یعنی اگر چیزی به کسی ببخشد در املاک خود کسری حس نمی کند که بواسطه آن حس ( نعوذ بالله ) بخلی  داشته باشد.

فقط و فقط از خدا خواستن خدایی که مالک همه اجزاء آسمانها و زمین است

 دومین گام بدست آوردن ثروتهای مادی و معنوی است .

او مالک همه ثروت های آسمنها و زمین است و وقتی چیزی را بکسی ببخشد از اموالش کاسته نمیشود

---------------------

او ما را میبیند و به احوال ما آگاه است // و او مالک همه اجزاء آسمانها و زمین است و بی نیاز و ستوده است// وقتی می روید در خانه ی او دیگر احتیاجی نیست شرح دهید که چرا این درخواست را دارید ( و این شرح دادن باعث ریختن آبروی و سر افکندگی شما شود ) بلکه آن مالکِ کریمِ ستوده به احوال شما آگاه  و بیناست.

توضیحات بیشتر و به افکار خودتان محول میکنم تا مانند هفته پیش روی آن تامل کنید و من رو هم از نتیجه تاملات خودتان و همچنین از دعای خیر محروم  نکنید ان شاء الله هفته آینده آیه سوم را خواهم نوشت.

هفت گانه ثروت - قسمت اول

 

سلام ؛ اول کلام

دوستان عزیز و خوانندگان محترم از بذل توجه شما به این وبلاگ و اظهار تمایل جهت آپلود ممنون و متشکرم.

دوستان از این هفته تا هفت هفته متوالی با امید و توکل به خدا هر هفته یک پست با عنوان هفت گانه ثروت خواهم نوشت.در این هفت هفته سعی می کنم هفت قطعه از آیات قرآن را با یک ترتیب خاص و هدفمند به شما معرفی کنم و کمی درباره ی آن باهم بیاندیشیم. بعد از این هفت نکته من شما را به ثروتی عظیم بشارت میدهم . این ثروت نه تنها معنوی بلکه ظهور مادی هم داره و من به شما قول می دهم با بکارگیری این آیات روزیتان در زندگی روزمره نیز بیشتر شود.

سوره مبارکه اسراء (۱۷) بخشی از آیه ۹۶ : انهُ کانَ بعباده خبیراً بصیراً

 بدرستی که او نسبت به بندگانش آگاه و بیناست.

فرض کنید شما از بزرگی درخواستی دارید هر جور شده خودتان را به ایشان می رسانید و عرض حال می کنید و ایشان به شما می فرمایند من به حال و احوال شما آگاهم می دونم و می بینم دقیقا شما چه روزگاری دارید و با چه مشکلاتی درگیر هستید.

خوف رجاء این جمله را لمس می کنید .

از اون به بعد شما هروقت به مشکلتان فکر کنید یادتان خواهد آمد که حَلّال مشکلتان از مشکل خبر دارد و احوال شما را کاملاً زیر نظر دارد. این فکر حسی به انسان می دهد که سرشار از آرامش است.

خوب از طرف دیگه این که هر وقت شما بخواهید در جهت پیچیده تر کردن مشکل خودتان و بر علیه منفعت خودتان اقدامی انجام دهید یادتان خواهد افتاد که آن بزرگ درحال نظاره است و اگر شما این کار را انجام بدهید اعتبار شما از بین خواهد رفت ( یعنی حرفی که به آن بزرگ زدید با عملتان همخوانی ندارد)

این اولین گام بدست آوردن ثروتهای مادی و معنوی است .

او شما را می بیند و به احوال شما آگاه است.

---------------------

دوستان این دو نکته از این قطعه آیه بود من توضیح زیادی ندادم و اکثر راه تفکر روی این آیه رو به خود شما محول کردم . خیلی دوست دارم شما هم نکات دیگری از این آیه رو اشاره کنید ان شاء الله هفته آینده آیه دوم را خواهم نوشت.

عالم آل محمد (صل الله علیه و آله )

 

سلام ؛ اول کلام 

دوستان عزیز و گرامی قبل از هرچیز باید از شما تشکر کنم که به این وبلاگ توجه دارید و من رو با نظرات خوبتون راهنمایی میکنید.

سالروز ولادت با سعادت امام رضا علیه السلام نزدیکه . من که توی مشهد زیر سایه الطاف آقا و هزار و یک نعمت دیگر که به واسطه ی ایشان به من میرسه در سالروز ولادت آن بزرگوار از ایشان ننویسم ، چی بنویسم و اگر ننویسم عوج بی انصافی و قدر نشناسیه.

خوب این روزها همه ی شما دوستان توی وبلاگ خودتون و بلاگ دوستانتون در مورد مهربونی های آقا و الطافشان به بندگان خدا نوشته و خوانده اید ولی به من اجازه بدهید که از زاویه ای دیگر به الطاف این ولی خدا بپردازم .

در کتب مذهبی به نقل از امام موسی کاظم باب الحوائج الی الله علیه السلام روایت شده که میفرماید در واپسین لحظات عمر گرانقدر امام جعفر صادق علیه السلام به ایشان فرمودند : بزودی از نسل تو پسری بدنیا می آید که عمر من برای دیدن ایشان کفاف نمیدهد و او عالم آل محمد صل الله علیه و آله است و ...

امام جعفر صادق  علیه السلام در ۲۵ شوال ۱۴۸ هـ.ق به شهادت رسیدند و دو هفته بعد در ۱۱ ذی القعده همان سال امام رضا علیه السلام ولات یافتند و زمین را با نور خودشان متجلی نمودند.

قصد من از ذکر این روایت اشاره به علم آقا امام رضا علیه سلام است که این روزها به خاطر نحوه غلط مداحی های رایج در رسانه های ملی زیاد بهاء داده نمیشود. این روزها توی تلوزیون رادیو و همه همه حرف از چشم ابرو خال و اینهاست و کسی از علم آقا حرفی به میون نمیاره .خیلی دوست دارم توی این وادی با شما بیشتر هم کلام بشم اما می ترسم که اولان نتونم حق مطلب رو اداء کنم و دوما شما رو خسته کنم.  

--------------------------------------------------------

اما قسمت اصلی این پست :

کتاب تحلیلی بر زندگانی امام رضا علیه السلام بخش دوم باب مناظرات نوشته محمد جواد فضل الله ترجمه سید محمد صادق عارف .

... ای نوفلی آیا میدانی کی مأمون از دعوت من به این مناظره پشیمان می شود ؟ هنگامی که مأمون استلال مرا با توراتیان به تورات آنها ، و با انجیلیان به انجیل آنها ، و با زبوریان به زبور  آنها و با هیربدها پارسی و با رمیان رومی و با فرقه های مختلف به زبان هریک بشنود، و به قول من رجوع کرده اند ، در آن هنگام خواهد دانست او در خور این نیست که در این راه گام بردارد ، و در این موقع است که پشیمانی او را فرا میگیرد و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العضیم.

هنگامی که مجلس انعقاد یافت ، امام علیه السلام به آن دعوت ، و گفتگو آغاز شد ، آن حضرت مناظره خود را را جاثلیق آغاز فرمود ، و نخست در اثبات ...

دوستانی که مایلند ادامه این مناظرات را مطالعه فرمایند به قسمت ادامه مطلب مراجعه فرمایند.

ادامه نوشته