نگاهی بر نعمات خدا

 

سلام ؛ اول کلام

 توی اتوبوس نشسته بودم دو نفر داشتن بالای سر من صحبت می کردن چند تا از جمله های این دو نفر که بالای سر من حرف می زدند به شرح زیر بود:

---------------------------------------------

  • اون دختره رو میبینی .

همون نابیناهِ

  • آره خانم ... رتبه کنکورش ۶ شده .

آفرین، خوب .

  • خیلی حافظه ی خوبی داره و ...

خدا یک نعمت ازش گرفته ولی نعمتهای دیگه ای بهش داده.

------------------------------------

این جمله رو که شنیدم یکه خوردم مگه میشه خدا نعمتی رو از آدم بگیره .

مگه اون آدم روی اون نعمت بینایی مالکیتی داشته که حالا نداشتنش گرفتن بحساب بیاد.

اونهایی که چشم دارن از کجا آوردن که اون نیاورده.

خدا چرا .... ؟

دیدم اصلان نمیشه با دید طلب کارانه با خدا صحبت کنیم بلکه بهتره که بگیم همه نعمتها از آن خداست و به هرکه هرچه خواسته داده اون که از نعمت بینایی محرومه حقی برای داشتنش نداشته بلکه اونی که داره باید شکرش رو انجام بده و بادیدن این چنین افرادی هر آدمی باید به فکر نعمتهایی که داره بیافته و شکر گذاری کنه.این کاستی نعمت نیست بلکه وفور نعمت برای ماست. هیچکس هیچوقت از خدا طلب کارنمیشه.

خدایا نمیدنم چجوری و اگه بدونم هم نمی تونم شکر این همه نعمت رو بجا بیارم.

از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش بدرآید.

سبحان الله.

انا لللّه و انا الیه راجعون

سلام ؛ اول کلام

انا لللّه و انا الیه راجعون

بدرستی که ما همه از خداییم و بسوی او برمیگردیم.

چی فکر می کنید ؟ نه ، نه هیچ کس طوریش نشده و هیچ کسی فوت نکرده

چقدر ما این جمله رو سیاه کردیم هر وقت این جمله رو می شنویم یاد گریه، یاد اشک، یاد فقدان عزیزان یاد ... جداً شما با شنیدن این جمله یاد یک پارچه سیاه نمی افتید که یک اعلامیه ترحیم هم روش است.من که هر درفعه این جمله رو روی کاغذی دیدم یک نوار مشکی هم کنارش بوده. این فضای سیاه که در دنیا برای این آیه ما تدارک دیدیم ذهنمان را برای این جمله سیاه کرده من فکر نمی کنم کسی در ایران با که با شنیدن این جمله ذهنش به طرف پرده سیاه کشیده نشه.

این جمله خیلی جمله ی شادی آفرینی است اگه این جمله سیاه نشده بود شاید من توی کارت دعوت دامادیم هم استفاده می کردم.

حالا این جمله رو دقت کنید.

ما زبالاییم و بالا میرویم  ...

این جمله تقریباً همان جمله است ولی همیشه کسی که اون رو می خونه یا می شنوه احساس طرب می کنه این جمله توی ذهنش یک ریتم داره، یک هارمونی، یک احساس شادی اگه کسی دور و برش نباشه و این شعر رو توی تلوزیون جمهوری اسلامی که اصلان توش غنا پخش نمیشه بگذارن یک جورایی شاید به خودش یک تکونی هم بده .

ولی از حق هم نمیشه گذشت این آیه یک جورایی وحشتناک است اون هم وقی فکر کنی که خدا عادل است و وقتی رسیدی پیشش هر چی گناه کرده باشی عیناً میذاره کف دستت یک کمی آدم موهاش سیخ میشه و با خودش میگه کاش قبل از مهاجرت به سوی او حسابمان را پاک کنیم تا وقتی پیش او میرویم ( ببخشید میبرندمان )و عین اعمالمان به ما تحویل می شود نگران نشویم و حزنی نداشته باشیم.

این حالت خوف و رجائی که این آیه با خودش داره سرجمع خیلی شیرین است . یاد مرگ آدم رو ادب می کنه و آدمی که با ادب باشه خوشحاله.می خواهم نتیجه بگیرم که یاد مرگ باشیم تا قدر لحظات قبل از آن رو بدانیم و با همین دید باز اعمالی انجام بدهیم که در نهایت باعث خوشحالی و عاقبت بخیری بشه.

ان شاء الله

-----------------------------------------------------

امروز توی اینترنت یک وبلاگ پیدا کردم و از دیدن مطالبش خیلی خیلی لذت بردم امیدوارم شما هم از این وبلاگ استفاده ببرید.یک چیز جالب این که دو پست جدید این وبلاگ تقریبا با همبن مضمون این پست است . امیدوارم شما هم لذت ببرید.پیشنهاد میدهم اول پست یکی مونده به آخر را بخوانید.

 حاج محمد اسماعیل دولابی

نسیم رحمت

 

سلام ؛ اول کلام

از همه شما دوستانی که به من لطف نمودید و تبریک گفتید ممنونم و دعا میکنم شما هم این لذت وصف ناشدنی را بچشید. (ان شاء الله)

--------------------      شرح کوتاهی از طرح     ------------------

عنوان : ایجاد پایانه ها ی منطقه ای اتوبوسرانی.

لب : در ابتدای هر منطقه شهری یک پایانه اتوبوس ایجاد میشه و بعد اتوبوسهایی که میخواهند آن منطقه را سرویس دهند دیگر از مرکز شهر به آن منطقه نمی روند و از پایانه حرکت میکنند و فقط در حوزه تخصصی دور میزنند. تمام مسیرهایی هم که آن ها برای رسیدن به حوزه تخصصی از مرکز شهر انجام می دادند حذف شده و به خطوط میانی سپرده می شود.

با این روش در تعداد اتوبوسها٬ استهلاک و هزینه های جاری اتوبوسرانی حدود ۵۰٪ صرفه جویی میشه. این طرح به گونه ای این انجام میشود که هیچ گونه هزینه ریالی اضافه برای مسافرین ندارد و در ضمن هزینه زمانی آنها ( ازقبیل زمان ایستادن در ایستگاه و مدت رسیدن به مقصد ) کمتر خواهد شد.

حالا این پایانه ها کجا باشن رو با کمک گرفتن از محاسبات ریاضیاتی ( جبر خطی ٬ گراف و ... ) تحقیقات میدانی ( جغرافیای شهری٬ بافت شناسی جامعه و... ) و ... می شه معلوم کرد.

حالا اگه گفتید من که رشته ام کامپیوتره چطوری این فکر به کله ام زده ؟

می خواستم اول جوابش رو به عهده ی شما بگذارم ولی گفتم شاید خیلی لوس باشه برای همین خودم جواب میدم.

یکی از مقدمات یک برنامه نویسی موفق داشتن یک الگوریتم خوب ساده و کارآمد است. اگه کسی برنامه نویسی رو بطور اصولی بلد باشه می تونه در الگوریتم های موجود فکر کنه و راههایی رو برای بهبود الگوریتم و روشهای موجود به دست بیاره . مثلاْ در یک برنامه از یک محاسبه ریاضی پیچیده چند بار باید استفاده کرد این کار رو میشه با درست کردن یک تابع با سهولت بیشتر و سرعت بیشتر می توان انجام داد یعنی ما یک تابع با کارایی مناسب طراحی میکنیم و بعد هرجا از برنامه به این محاسبه نیاز داشتیم فقط کافی است آن تابع را با آرگمانهای جدید فراخوانی کنیم.

این دقیقاْ همان کاری است که من با الگوریتم سرویس دهی اتوبوسها انجام دادم و پایانه ها هم در این طرح نقش توابع را بازی می کنند.

رابطه ی انسان و عمل / شوق به اظهار

 

سلام ؛ اول کلام

نمیدونم چه جوری از همه ی دوستان تشکر کنم . امید وارم به که در پناه حضرت حق محفوظ با شید.

عید مبعث رو به همه ی مسلمانان جهان بخصوص شما دوست عزیز تبریک میگویم.

اگه وقت کردید توی مفاتیح الجنان برای روز ۲۷ رجب یک داستانی نوشته حتما بخونید.

 

-------- رابطه انسان و عمل ---------

چند روز پیش داشتم یک برگه ی قدیمی رو نگاه می کردم بعد یک دفعه متوجه شدم که پشتش چیزی نوشتم یک حدیث بود که یادم میاد آقای اسدالهی توی جلسه سان طاها اوووووووووو شاید یک سال پیش گفته بود.

چون خیلی حدیثش جالب بود و من خیلی از این کلام لذت برده بودم یادم مونده بود که کی و کجا این رو شنیده بودم چون نام معصومی رو که از ایشان نقل شده رو یادم نمیاد و اونجا هم ننوشته بودم ذکر نمی کنم ولی خود حدیث این بود. 

از کلام معصومین :

زینت زمین انسان است 

زینت انسان عقل است

زینت عقل علم است

زینت علم عمل است

امیدوارم شما هم از این حدیث لذت کافی را ببرید و جزء انسانهای عاقل عالم عامل باشید برای من هم دعا کنید.

----------------- شوق به اظهار ------------------

یک مسئله ای برام پیش اومده که نمیدونم چی کار کنم خیلی خوشحالم و این رو نمی تونم پنهان کنم.

روز جمعه بر خلاف اکثر جمعه ها خونه مونده بودم نمیدونم چرا. خلاصه ساعت حدود ۴ بعد الظهر بود و اصلاْ توقع زنگ زدن تلفن رو نداشتم .

تلفن زنگ زد به دختر ۳ ساله ام گفتم بابا گوشی رو بردار فاطمه گوشی رو برداشت و سلام و احوال پرسی کرد وبعد گفتم کیه گفت که نمیدونم .

مامانش از راه رسید گوشی رو گرفت

بله   ....    درسته    ....    شما ؟    ....    ( با تعجب ) بانک ایده

با شما کار دارن و بعد گوشی رو داد به من .

بله - آقای ... (عبدالرحمن) - بله بفرمائید - طرحی که شما در سایت بانک ایده ثبت کرده بودید جزء طرح های برتر شناخته شده است لطفا رزومه و یک عکس از خودتان برای ما ایمیل کنید اختتامیه طرح شما را دعوت خواهیم کرد ( ان شاء الله ) ....

تو پوست خودم جا نمی شدم مرتب به هوا می پریدم ....

ببخشید که نتونستم ریا نکنم و آخرش لو دادم

به امید روزهایی بهتر در کنار او ...

انتخاب بین بد و بدتر

 

سلام ؛ اول کلام

دوستان عزیزان و سروران گرامی بعد از این مدت که به علت مشغله زیاد در محل کار نتوانستم آپلودی داشته باشم دو سه تا مطلب رو اشاره میکنم امیدوارم من رو به خاطر این تاخیر ببخشید.

---------------------

امام صادق علیه السلام می فرمایند : مؤمن زرنگ است و علامت زرنگی او این است که هرگاه بین دو امر شر مخیّر شود آن کاری که کمتر شر باشد را انتخاب کند.

یک : خلع سلاح حزب الله و رفتن زیر نفوذ رژیم اشغالگر و ...

دو : اداتمه بمباران مناطق مسکونی با بمبهای ۵۰۰ کیلویی و ... (بخاطر ادامه مقاومت )

 

سید حسن نصرالله مؤمن است چون واقعاً زرنگ است.

----------------------------------------------------

استاد ساشادینا دیروز به ایران آمدند و به قصد زیارت حضرت ثامن الحجج علیه السلام در مشهد اقامت گزیدند. تا ده روز هم در ایران خواهند ماند . سپس به ویرجینیا آمریکا برخواهند گشت در یک ملاقات نیم ساعته خصوصی سه بار مرا در آغوش کشید و به من خطاب کرد دلم برات تنگ شده بود پسرم داشتم پر در می آوردم در مورد سوریه و لبنان از ایشان پرسیدم مطالبی گفت که در هیچ یک از کانالهای خبری ایران به آن اشاره نشده است و ...

خلاصه چون میترسیدم وقت ایشان را تلف کنم خداحافظی کردم و آمدم

----------------------------

شیعه کشی توی عراق خیلی خیلی شدید شده و عرب ها هم به آمریکا و رژیم جعلی اشغالگر یک جورایی چراغ سبز دادن که شیعه ها رو از قدرت ساقط کنند.

خدایا منجی عالم بشریت را برسان 

خاطره ای از علامه محمد تقی جعفری ره


سلام ؛ اول کلام

در دوران که طلبه ی جوانی بودم روزی در یکی از حجره ها با دوستان جمع شده بودیم و در مورد مسائل مختلف گفتگو میکردیم . یکی از دوستان مسئله ای طرح کرد که همه با هیجان و حرارتی خاص سعی میکردند به آن جواب بدهند. سوال این بود :

اگر شما را مخیر کنند داخل یکی از دو اتاقی شوید که داخل یکی حضرت علی علیه السلام و در داخل دیگری حوریه ای بهشتی است انتخاب کنید. شما داخل کدام اتاق خواهید رفت؟


یکی گفت که چون همه ی شیعیان در روز رستاخیز از دست حضرت آب کوثر خواهد نوشید پس دیدار با حضرت در آینده ممکن است پس من به طرف اتاق حوریه می روم و دیدار با حضرت را به روز پسین میگذارم.
بعد از کلام او همه به شوخی و تفریح در حاشیه حرف او حرف زدند. در حالی که دیگران به شوخی و خنده مشغول بودند من به این مسئله خیلی فکر کردم و وقتی نوبت به من رسید. سرم رو بلند کردم و باجدیت تمام گفتم من دیدار حضرت را با دیدار هیچ حوریه ای عوض نخواهم کرد و بعد ساکت شدم دیگران دوباره مثل قبل مشغول به تفریح و شوخی شدند. من بعد از این که ساکت شدم شور عجیبی در دلم افتاد اصلاً نمی توانستم آن جمع را تحمل کنم این دلشوره عجیب باعث شد که به دنبال محل خلوتی بگردم مجلس دوستان را ترک کردم و به حجره ی خودم رفتم

در را که باز کردم جمال نورانی مولایم علی علیه السلام را دیدم که در جلوی من ایستاده و آغوش گشاده تا مرا در بغل بگیرد ...


دوباره رفتم به حجره ای که دیگران هنوز در آن مشغول مزاح بودند شدم و با صدای بلند گفتم


من به آنچه گفتم رسیدم

شما چی به آن حوریه رسیدید؟

-------------------------------------------------------------------------------------------------

این مطلب توضیح شعری است که مجید جان توی قسمت کامنت مطلب قبل نوشته بودند.

به ذره گر نظر لطف بوتراب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند

یادی از یک استاد ........................................ علامه محمد تقی جعفری

 

سلام ؛ اول کلام

اول بگم که خیلی خوشحالم که می تونم بازهم برای دوستان مطلب بنویسم. و صد برابر خوشحالترم از این که مورد لطف شما قرار گرفتم . دل نگاره های شما دوستان من رو صد برابر بیشتر از قبل امیدوار کرده است.

خانم ها / آقایان : مجید - آرزو - مبینا - علیرضا - مفتی - پروانه - مرتضی - محمد - طلبه ای از نسل سوم - ابولفضل - آدم - الیاس - ام ۱۷ - احمد  و مخصوصا شما دوست عزیز ...

از همه شما ممنونم .

-----------------------------------------------------------

لهجه جالبی داشت . من واقعا از شنیدن صداش خوشحال می شدم . کانان تلوزیون اگه داشت همینجوری هرز می گشت به ایشان که می رسد متوقف می شد. کتابهاش رو دوست داشتم .

 یک نصیحت کرد همیشه به گوش دارم که گفت مثنوی رو نمیشه تنهایی خوند باید یک متخصص کنارت باشه . مثنوی سه بخش داره یک بخش برای عامه است یک بخش برای آدمهایی با سواد متوسط به بالا است و یک بخش هایی هم داره که فقط با یک مثنوی شناس باید خوند تا گمراه نشی.

وقتی که رفت و توی عکسهایی که برای عذاداری بین مردم بود فهمیدم که خیلی مسن تر از اونی بوده که من فکر می کردم. آخه توی اون عکس معلوم بود که محاسنشون رو رنگ می کرده . انقدر شاد و سر زنده بود که من حتی نمی تونستم فرض کنم ایشان ۷۳ سال از عمر با برکتش می گذرد. خیلی سعی کردم تا به مراسم خاکسپاری خودم و برسونم و پشت سر آیت الله مروارید خدابیامرز به پیکر پاکش نماز بخونم ایشان شاید تنها کسی باشه که در سه شهر بزرگ دنیا برایشان تشیع جنازه انجام دادن اول توی لندن بعد توی تهران وبعد توی مشهد . دیگه داشت غروب می شد که نماز آیت الله مروارید شروع شد و برای همون تا نماز تموم شد سریع مراسم خاکسپاری انجام شد .

من چند بار به مسئولین حرم گیر دادم که چرا قبر ایشان هیچ نشانی نداره تازه وقتی دوستان میان و بالاسر قبر ایشان یک عکسی می گذارن تا معلوم باشه شما می آیید و اون عکس رو می کنید . به من گفتن که به زودی یک سنگ تراش خورده میگذارند تا محل دفن ایشان معلوم باشه ولی بعد از حدود ۱۰ ماه و سه بار پیگیری من و دیگر دوستان تازه یک سنگ به ابعاد ۱۰×۵۰ در حاشیه دیوار گذاشتن جوری که ۹۹٪ افراد متوجه نشن.

فقط یک نکته دیگه در مورد ایشان بگم

ایشان اولین و تنها کسی است که در زمان حیاتش تندیسشان در تالار افتخارات فلسفه

یونان نصب شده است.

خاطره ای از ایشان و شهید نواب

چکیده ای از زندگینامه

زندگینامه

شاید خدا حافظ

 

اول کلام ، سلام

دوستان عزیزان خیلی دوست داشتم به مناسبت این ایام مطالبی رو بگم .

ولی وقت تنگه و من به نام سه بزرگ اشاره میکنم که این روزها یا سالروز شهادت و یا تولد آنها است.

۱- امام موسی صدر(عالم، عامل، مخلص)

۲- دکتر بهشتی(عالم، عامل، مخلص)

۳- دکتر چمران(عالم، عامل، مخلص)

یادشان گرامی راهشان پر رهرو

علت انتخاب عنوان :

--------------------------------------------------

خدمت عزیزان و خوانندگان گرامی عرض کنم که من دوشنبه ۵/۴/۸۵ محل کارم عوض می شه و معلوم نیست که بازهم به اینترنت دسترسی داشته باشم یا نه برای همین از شما فعلا عذر خواهی و خداحافظی میکنم.

کاش از حق خلافت حضرت علی علیه سلام دفاع نمی کرد.

 

اول کلام ، سلام

به مناسبت ایام شهادت بزرگترین مظلومه دنیا حضرت فاطمه سلام الله

مطلب زیر را به شما عزادارن آن بانو بزرگوار تقدیم میکنم.

سُلیم در کتاب خود می نویسد. که این جریان را از ابوذر و سلمان و مقداد پرسیدم و بعد از حضرت نیز جویا شدم ایشان نیز مطلب را تصدیق نمودند.( روایت من از کتاب اسرار آل محمد ص )

هنگامی که ایشان را با دست بسته و سری عریان ( بدون عمامه سبز ) به مسجد کشاندن و ابوبکر بالای منبر بود . عمر گفت با خلیفه بیعت کن حضرت امتناء فرمودند چهار نفر برای حضرت به دفاع برخواستند . ۱- سلمان ۲- ابوذر ۳- مقداد  و ۴- زبیر .

هر کدام از این چهار نفر استدلالی برای خلافت حضرت علی علیه السلام آوردند حدیث منزلت ، روایت غدیر ، عقد اخوت و ماجرای فتح خیبر و ... و از یک یک مردم شهادت گرفتند که مگر شما نبودید در حجه الوداع که پیامبر ص حضرت را در کنار برکه ی غدیر برسر دست بلند نمودند و ...

استدلال داشت در دل مردم اثر می کرد که نوبت به زبیر رسید او شمشیر کشید و گفت من خودم بارها و بارها این کلام را از پیامبر شنیدم که خلیفه وصی من و بعد از من و کسی که تقسیم کننده ارث من بعد من است و رد کننده امانات من و برادر من و ... علی ع است .

همه داشتند به این بیانات راضی می شدند که نا گهان عثمان از جای خود برخواست و گفت : و الله که من از خود پیامبر شنیدم که زیبر از اهل جهنم است حال کار ما به کجا رسیده که یک اهل جهنم تیغ کشده و از احادیث پیامبر دفاع میکند.

در حاشیه : در این لحظه حضرت سر در گوش سلمان می کند و می گویند عثمان راست می گوید زبیر تا آخر با ما نمی ماند.

در این هنگام استدلال آن چهار نفر با همین حرف عثمان شکست و دیگر هیچ استدلالی راه بجایی نبرد و بعد عمر به حضرت گفت این هم از رفقایت بیعت می کنی یا گردنت را بزنم دست حضرت را در حالی که مشت کرده بود به طرف ابوبکر آورد و او هم که بالای منبر بود با دستش روی دست علی زد و گفت همین قدر کفایت می کند.

و این بود که هر شبی که حضرت به اتفاق همسر و فرزندانش به در مهاجر و انصار میرفت و میگفت که .... آنها می گفتند عهدی بود که بستیم برو و ما را آسوده کن. ( شرمتان باد )

همین بود که مدافعان علی علیه السلام تا آنجایی طرد شدند که به اولین مدافع ایشان گفتند یا شب گریه کن یا روز صدای گریه توی خواب را از ما گرفته . ( شرمتان باد )

کاش او از حق دفاع نمی کرد.

در پایان به همه دوستان توصیه می کنم که کتاب اسرار آل محمد ص را مطالعه بفرمایند.

---------------------- پیام بازرگانی ---------------------

دوستان و عزیزان از همه ی شما دعوت می کنم داستانی که در وبلاگ متهم در جایگاه نوشته شده را با دقت بخوانید . التماس دعا

با استاد 2 ....................... پروفسور عبدالعزیز ساشادینا ................. قسمت سوم

اول کلام ، سلام

 

من همیشه وقتی این چنین مورد لطف قرار میگیرم با خودم میگم

 "الهی کم من ثناء جمیل لستُ اهلاً له نشرته ".

از همه دوستان که در بخش نظرات من رو شرمنده کردن ممنون و متشکرم.خیلی از دوستان مشتاق بودند تا من از کلام ایشان بیشتر بگویم .چشم، این پست را جوری تنظیم کردم که بیشتر با افکار ایشان آشنا شوید . ایشان در حال حاضر روی حقوق زنان در اسلام مطالعات وسیعی را شروع کرده اند. ان شاء الله پست بعدی را در مورد چگونگی تذکیه نفس در عصر مدرنیته را بیان خواهم کرد.

حقوق زن در اسلام از نگاه پرفسور ساشادینا ( به روایت من )

 اول بگم نوشتم به روایت من چون من در سر کلاس ایشان یاد گرفتم که هر شنونده یا خواننده ای بنابر آن پیش زمینه های ذهنی خود برداشتی از متن دارد که در موقع انتقال آن موضوع را باید به روایت وی نامید و حقیقت منظور گوینده را باید خود گوینده بگوید.

از زبان ایشان : سخنرانی پروفسور در جمع دانشجویان با عنوان اعلامیه حقوق بشر و حقوق زنان مسلمان در آذر ماه سال گذشته انجام شد . در این سخنرانی استاد به تبین حقوق زنان در اسلام و جایگاه این گفتمان در اعلامیه حقوق بشر حرفهای زیادی زدند. حالا از این سخنرانی من یکی دو نکته را بیان میکنم.

آذر 1384 مشهد دانشگاه فردوسی

 سوال : نظر شما در مورد حقوق زنان در قضایای که قرآن بصورت صریح روی آنها تکیه کرده است مثل قانون ارث و حکم برابری شهادت دو زن با یک مرد چیست ؟

جواب : ما در تدوین قانون اساسی جدید عراق و افقانستان به این مسئله برخورد کردیم یعنی خانوم ها میخواستند که در قانون اساسی حقوق ارث و شهادت و امثال هم را ما مساوی در نظر بگیریم ولی آیات صریح قرآن در مورد نصف بودن حق زنها در مورد ارث و شهادت و غیره را دیگران مورد اشاره قرار میدادند و با استناد به آنها میخواستند که در قانون اساسی این نکات به همان نحوی که در قرآن آمده ذکر شود.

نظر شخص من در این مورد این است که میتوان در تفسیر این آیات بازنگری کرد ما در زمان امروز نیاز به تفاسیر جدید از قرآن داریم و این احکام از تفاسیر قبلی منشاء دارد من میگویم میشود که به این آیات بانگاهی جدید و نو نگاه کرد که متخصیصین امر باید بنشینند و از قرآن مفاهیم جدید را استخراج کنند .

من مجتهد هستم ولی شما حق ندارید از من تقلید کنید ( خنده حضار ) به نظر من آیه ای که در آن انسان را به عدالت میخواند از این آیات مهمتر و اساسی تر است و در زمان حال باید دید با جایگاه فعلی زن در جامعه آیا نصف بودن حق ارث خانوم ها بازهم با عدالت هم خوانی دارد یا نه ؟ این سوالی است که باید روی آن تحقیق شود و به آن جواب دقیق داد من می گویم میشود به این قوانین یک باز نگری کلی داشت و احکامی منطبق بر عدالت و جامعه امروز استخراج کرد.

سوال یکی حضار: استاد نظر شما در مورد گفته حضرت علی علیه السلام در مورد زنان ناقص العقلند چیه آیا با وجود همچین حرفی از حضرت علی علیه السلام جایی برای دفاع از حقوق زنان در اسلام باقی می ماند؟

جواب : من در این مورد تحقیق کردم قبل و بعد این کلام از این کلام مهمتر است شما که این جمله را مورد نظر قرار میدهید آیا میدانید این جمله در چه زمانی و خطاب به چه کسی بیان شده است؟ این جمله در خطابه حضرت بعد از جنگ جمل است . خطاب آن به عایشه همسر پیامبر ( ص) است . و چون حضرت علی در اینجا با خانم محترمی روی سخن داشته اند فعل را جمع بسته اند و آن جمعی که در این جمله است خطاب به فرد است و جمع بودنش فقط به خاطر احترام است.

به امید دیدار.

اگه دوستان راهی به نظرشان میرسه تا من بتوانم سی دی این سخنرانی بسیار بسیار زیبا و جالب را بدستشان برسانم من کوتاهی نخواهم کرد.