اول کلام ، سلام

با امروز حساب کنم یک سال و یک ماه و ۱۲ روز است که سر این کار جدید آمدم و در این فضای فرهنگی در جوار اساتید بزرگوار بسر میبرم.

ولی هیچ روزهایی بهتر از روزهای ترم گذشته نبود که من بنا بر مقتضیات شغلم بر سر کلاسهای آقای پرفسور عبدالعزیز ساشا دینا حاضر میشدم. به به جای همه ی شما خالی چه صفایی چه علمی چه بیانی و چه لهجه ی شیرینی.

کمی از ایشان : ایشان اصالتا اگر اشتباه نکنم اهل کشور تانزانیا بودند در خانه مادری هندی داشته و پدر اهل تانزانیا گویش محلی به نام سواحلی در خانه هندی و در مدرسه ... خلاصه ایشان در کشورشان هر سال مراسم عاشورا را با جمع کردن پولی به عنوان بورس امام حسین ع تمام میکنند و این پول جمع شده را به جوانانی که جویای علم هستند میدهند تا به کشورهای مسلمان بروند و علم بیاموزند و به تانزانیا برگردند و ایشان هم یکی از گیرنده های بورس امام حسین ع است . ایشان به هند میرند و تحصیلات تکمیلی را از هند آغاز میکنند . ایشان به ایران هم مسافرتی داشته اند و به عنوان بهترین شاگرد استاد دکتر علی شریعتی شناخته میشوند. آقای دکتر شریعتی با ایشان رابطه نزدیکی داشته اند. ایشان به ۱۱ زبان زنده دنیا مسلط شده اند و به ۹ زبان سخنرانی علمی می نمایند.

باقیه باشه برای پست بعدی ( اگه انگلیسی تون خوبه حتما اینجا رو کلیک کنید )

پروفسور عبدالعزیز ساشادینا

پرفسور عبدالعزیز ساشادینا

خاطره : ایشان برای دانشجویان کارشناسی ارشد روش تحقیق را آموزش میداند و من که بنابر توفیق اجباری در نزدیکی کلاس ایشان و در پارتیشن بغلی بودم فرصت را مقتنم شمردم و از استاد خواستم تا اجازه دهد وارد کلاس شوم و از مطالب کلاس استفاده کنم ایشان با چنان روی بازی از این پیشنهاد من استقبال کردند که شوقم برای بودن در سر کلاس ایشان صد چندان شد و در آخر کلاس از ایشان سوال کردم استاد ببخشید من دانشجوی این کلاس نیستم اگه سوالی به ذهنم رسید مطرح کنم یا چون دانشجوی این کلاس نیستم بعدا بگویم . و ایشان بازهم با یک لبخند زیبا به من گفتند نه چه اشکال داره شما هم بپرسید تا مطلب برایتان مفهوم شود سوال همیشه کلاس را جلو میبرد و موجب توقف روند کلاس نمی شه.

 واین جوری شد که من هم شاگرد استاد پروفسور ساشادینا شدم.

استاد ساشادینا سلام علیکم " خدا با شماست "

از صمیم قلب از خدا می خواهم که دوباره به فیض شاگردی شما نائل شوم.