تبليغاتX
دل نوشت

دل نوشت

دل نگاره های یک انسان

 

سلام ؛ اول کلام

 توی اتوبوس نشسته بودم دو نفر داشتن بالای سر من صحبت می کردن چند تا از جمله های این دو نفر که بالای سر من حرف می زدند به شرح زیر بود:

---------------------------------------------

  • اون دختره رو میبینی .

همون نابیناهِ

  • آره خانم ... رتبه کنکورش ۶ شده .

آفرین، خوب .

  • خیلی حافظه ی خوبی داره و ...

خدا یک نعمت ازش گرفته ولی نعمتهای دیگه ای بهش داده.

------------------------------------

این جمله رو که شنیدم یکه خوردم مگه میشه خدا نعمتی رو از آدم بگیره .

مگه اون آدم روی اون نعمت بینایی مالکیتی داشته که حالا نداشتنش گرفتن بحساب بیاد.

اونهایی که چشم دارن از کجا آوردن که اون نیاورده.

خدا چرا .... ؟

دیدم اصلان نمیشه با دید طلب کارانه با خدا صحبت کنیم بلکه بهتره که بگیم همه نعمتها از آن خداست و به هرکه هرچه خواسته داده اون که از نعمت بینایی محرومه حقی برای داشتنش نداشته بلکه اونی که داره باید شکرش رو انجام بده و بادیدن این چنین افرادی هر آدمی باید به فکر نعمتهایی که داره بیافته و شکر گذاری کنه.این کاستی نعمت نیست بلکه وفور نعمت برای ماست. هیچکس هیچوقت از خدا طلب کارنمیشه.

خدایا نمیدنم چجوری و اگه بدونم هم نمی تونم شکر این همه نعمت رو بجا بیارم.

از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش بدرآید.

سبحان الله.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 15:28  توسط عبدالرحمن  |