تبليغاتX
دل نوشت

دل نوشت

دل نگاره های یک انسان

سلام ؛ اول کلام

انا لللّه و انا الیه راجعون

بدرستی که ما همه از خداییم و بسوی او برمیگردیم.

چی فکر می کنید ؟ نه ، نه هیچ کس طوریش نشده و هیچ کسی فوت نکرده

چقدر ما این جمله رو سیاه کردیم هر وقت این جمله رو می شنویم یاد گریه، یاد اشک، یاد فقدان عزیزان یاد ... جداً شما با شنیدن این جمله یاد یک پارچه سیاه نمی افتید که یک اعلامیه ترحیم هم روش است.من که هر درفعه این جمله رو روی کاغذی دیدم یک نوار مشکی هم کنارش بوده. این فضای سیاه که در دنیا برای این آیه ما تدارک دیدیم ذهنمان را برای این جمله سیاه کرده من فکر نمی کنم کسی در ایران با که با شنیدن این جمله ذهنش به طرف پرده سیاه کشیده نشه.

این جمله خیلی جمله ی شادی آفرینی است اگه این جمله سیاه نشده بود شاید من توی کارت دعوت دامادیم هم استفاده می کردم.

حالا این جمله رو دقت کنید.

ما زبالاییم و بالا میرویم  ...

این جمله تقریباً همان جمله است ولی همیشه کسی که اون رو می خونه یا می شنوه احساس طرب می کنه این جمله توی ذهنش یک ریتم داره، یک هارمونی، یک احساس شادی اگه کسی دور و برش نباشه و این شعر رو توی تلوزیون جمهوری اسلامی که اصلان توش غنا پخش نمیشه بگذارن یک جورایی شاید به خودش یک تکونی هم بده .

ولی از حق هم نمیشه گذشت این آیه یک جورایی وحشتناک است اون هم وقی فکر کنی که خدا عادل است و وقتی رسیدی پیشش هر چی گناه کرده باشی عیناً میذاره کف دستت یک کمی آدم موهاش سیخ میشه و با خودش میگه کاش قبل از مهاجرت به سوی او حسابمان را پاک کنیم تا وقتی پیش او میرویم ( ببخشید میبرندمان )و عین اعمالمان به ما تحویل می شود نگران نشویم و حزنی نداشته باشیم.

این حالت خوف و رجائی که این آیه با خودش داره سرجمع خیلی شیرین است . یاد مرگ آدم رو ادب می کنه و آدمی که با ادب باشه خوشحاله.می خواهم نتیجه بگیرم که یاد مرگ باشیم تا قدر لحظات قبل از آن رو بدانیم و با همین دید باز اعمالی انجام بدهیم که در نهایت باعث خوشحالی و عاقبت بخیری بشه.

ان شاء الله

-----------------------------------------------------

امروز توی اینترنت یک وبلاگ پیدا کردم و از دیدن مطالبش خیلی خیلی لذت بردم امیدوارم شما هم از این وبلاگ استفاده ببرید.یک چیز جالب این که دو پست جدید این وبلاگ تقریبا با همبن مضمون این پست است . امیدوارم شما هم لذت ببرید.پیشنهاد میدهم اول پست یکی مونده به آخر را بخوانید.

 حاج محمد اسماعیل دولابی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 16:6  توسط عبدالرحمن  | 

 

سلام ؛ اول کلام

از همه شما دوستانی که به من لطف نمودید و تبریک گفتید ممنونم و دعا میکنم شما هم این لذت وصف ناشدنی را بچشید. (ان شاء الله)

--------------------      شرح کوتاهی از طرح     ------------------

عنوان : ایجاد پایانه ها ی منطقه ای اتوبوسرانی.

لب : در ابتدای هر منطقه شهری یک پایانه اتوبوس ایجاد میشه و بعد اتوبوسهایی که میخواهند آن منطقه را سرویس دهند دیگر از مرکز شهر به آن منطقه نمی روند و از پایانه حرکت میکنند و فقط در حوزه تخصصی دور میزنند. تمام مسیرهایی هم که آن ها برای رسیدن به حوزه تخصصی از مرکز شهر انجام می دادند حذف شده و به خطوط میانی سپرده می شود.

با این روش در تعداد اتوبوسها٬ استهلاک و هزینه های جاری اتوبوسرانی حدود ۵۰٪ صرفه جویی میشه. این طرح به گونه ای این انجام میشود که هیچ گونه هزینه ریالی اضافه برای مسافرین ندارد و در ضمن هزینه زمانی آنها ( ازقبیل زمان ایستادن در ایستگاه و مدت رسیدن به مقصد ) کمتر خواهد شد.

حالا این پایانه ها کجا باشن رو با کمک گرفتن از محاسبات ریاضیاتی ( جبر خطی ٬ گراف و ... ) تحقیقات میدانی ( جغرافیای شهری٬ بافت شناسی جامعه و... ) و ... می شه معلوم کرد.

حالا اگه گفتید من که رشته ام کامپیوتره چطوری این فکر به کله ام زده ؟

می خواستم اول جوابش رو به عهده ی شما بگذارم ولی گفتم شاید خیلی لوس باشه برای همین خودم جواب میدم.

یکی از مقدمات یک برنامه نویسی موفق داشتن یک الگوریتم خوب ساده و کارآمد است. اگه کسی برنامه نویسی رو بطور اصولی بلد باشه می تونه در الگوریتم های موجود فکر کنه و راههایی رو برای بهبود الگوریتم و روشهای موجود به دست بیاره . مثلاْ در یک برنامه از یک محاسبه ریاضی پیچیده چند بار باید استفاده کرد این کار رو میشه با درست کردن یک تابع با سهولت بیشتر و سرعت بیشتر می توان انجام داد یعنی ما یک تابع با کارایی مناسب طراحی میکنیم و بعد هرجا از برنامه به این محاسبه نیاز داشتیم فقط کافی است آن تابع را با آرگمانهای جدید فراخوانی کنیم.

این دقیقاْ همان کاری است که من با الگوریتم سرویس دهی اتوبوسها انجام دادم و پایانه ها هم در این طرح نقش توابع را بازی می کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 16:25  توسط عبدالرحمن  |