اول کلام ، سلام
به مناسبت ایام شهادت بزرگترین مظلومه دنیا حضرت فاطمه سلام الله
مطلب زیر را به شما عزادارن آن بانو بزرگوار تقدیم میکنم.
سُلیم در کتاب خود می نویسد. که این جریان را از ابوذر و سلمان و مقداد پرسیدم و بعد از حضرت نیز جویا شدم ایشان نیز مطلب را تصدیق نمودند.( روایت من از کتاب اسرار آل محمد ص )
هنگامی که ایشان را با دست بسته و سری عریان ( بدون عمامه سبز ) به مسجد کشاندن و ابوبکر بالای منبر بود . عمر گفت با خلیفه بیعت کن حضرت امتناء فرمودند چهار نفر برای حضرت به دفاع برخواستند . ۱- سلمان ۲- ابوذر ۳- مقداد و ۴- زبیر .
هر کدام از این چهار نفر استدلالی برای خلافت حضرت علی علیه السلام آوردند حدیث منزلت ، روایت غدیر ، عقد اخوت و ماجرای فتح خیبر و ... و از یک یک مردم شهادت گرفتند که مگر شما نبودید در حجه الوداع که پیامبر ص حضرت را در کنار برکه ی غدیر برسر دست بلند نمودند و ...
استدلال داشت در دل مردم اثر می کرد که نوبت به زبیر رسید او شمشیر کشید و گفت من خودم بارها و بارها این کلام را از پیامبر شنیدم که خلیفه وصی من و بعد از من و کسی که تقسیم کننده ارث من بعد من است و رد کننده امانات من و برادر من و ... علی ع است .
همه داشتند به این بیانات راضی می شدند که نا گهان عثمان از جای خود برخواست و گفت : و الله که من از خود پیامبر شنیدم که زیبر از اهل جهنم است حال کار ما به کجا رسیده که یک اهل جهنم تیغ کشده و از احادیث پیامبر دفاع میکند.
در حاشیه : در این لحظه حضرت سر در گوش سلمان می کند و می گویند عثمان راست می گوید زبیر تا آخر با ما نمی ماند.
در این هنگام استدلال آن چهار نفر با همین حرف عثمان شکست و دیگر هیچ استدلالی راه بجایی نبرد و بعد عمر به حضرت گفت این هم از رفقایت بیعت می کنی یا گردنت را بزنم دست حضرت را در حالی که مشت کرده بود به طرف ابوبکر آورد و او هم که بالای منبر بود با دستش روی دست علی زد و گفت همین قدر کفایت می کند.
و این بود که هر شبی که حضرت به اتفاق همسر و فرزندانش به در مهاجر و انصار میرفت و میگفت که .... آنها می گفتند عهدی بود که بستیم برو و ما را آسوده کن. ( شرمتان باد )
همین بود که مدافعان علی علیه السلام تا آنجایی طرد شدند که به اولین مدافع ایشان گفتند یا شب گریه کن یا روز صدای گریه توی خواب را از ما گرفته . ( شرمتان باد )
کاش او از حق دفاع نمی کرد.
در پایان به همه دوستان توصیه می کنم که کتاب اسرار آل محمد ص را مطالعه بفرمایند.
---------------------- پیام بازرگانی ---------------------
دوستان و عزیزان از همه ی شما دعوت می کنم داستانی که در وبلاگ متهم در جایگاه نوشته شده را با دقت بخوانید . التماس دعا

